برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام
نشستم رو به روی شومینه زدم زیر جوینتم.
Candlelight از Jack Savoretti داره پخش میشه.
هیچ وقت گفته بودم چقدر عاشق پاییزم؟ یا از اون بیشتر زمستون؟
سگم داره دنبال یه جای خنک تر میگرده...
تمرکزم بهم خورد !
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام
تو اوج بی اعتمادی عشق بازی میکنم !
حرف میزنم ، میخندم ، خوش میگذرونم ،
ولی خب ، انگار همش منتظرم همونی که میزبان خوشحالیمه ، با یه لیوان نوشیدنی سمی کارمو تموم کنه ! با این همه نمیخوام اون ضیافت بهم بد بگذره ... حتی اگه تهش ختم شه به لیوان سم !
بی اعتمادی ... بی اعتمادی ... بی اعتمادی !
مثل یه چاقو زیر گلومه ، که از بریدنش میترسم ، ولی باهاش حال میکنم اونقدر که خودم گذاشتمش زیر گلوم !
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام
" روحَت دو قسمت شد ... میان ِ ما تَرَک خوردی! "
+ تلخه ! ولی من به تلخی عادت کردم !
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام
الان که میخوام به یکی دیگه بدم ، یاد التماساش میفتم ... یاد اینکه چقدر دلش میخواست !
اول عذاب وجدان میگیرم !
بعدش میگم فدای سرم حالا دفعه ی بعدی به جفتشون میدم !
+ راستی لواشکو میگم ... لواشک خونگی ! نه اونی که تو فکر کردی :))
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام
تو اوج بی اعتمادی عشق بازی میکنم !
حرف میزنم ، میخندم ، خوش میگذرونم ،
ولی خب ، انگار همش منتظرم همونی که میزبان خوشحالیمه ، با یه لیوان نوشیدنی سمی کارمو تموم کنه ! با این همه نمیخوام اون ضیافت بهم بد بگذره ... حتی اگه تهش ختم شه به لیوان سم !
بی اعتمادی ... بی اعتمادی ... بی اعتمادی !
مثل یه چاقو زیر گلومه ، که از بریدنش میترسم ، ولی باهاش حال میکنم اونقدر که خودم گذاشتمش زیر گلوم !
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام
" روحَت دو قسمت شد ... میان ِ ما تَرَک خوردی! "
+ تلخه ! ولی من به تلخی عادت کردم !
برچسب:
نویسنده: باربد خوشنام